
فرهاد ابراهیم پور: در سال ۱۳۳۹ خورشیدی چند روز پس از زلزله ویرانگر شهر لار، که به کشته و مجروح شدن مردم زیادی از لار منجر شد و شهر قدیم لار به کلی ویران گردید، در ۷ اردیبهشت همان سال گرگ هاری در اوز با حمله به حیوانات از جمله الاغ و گاوی که بیرون از منزل بسته شده بودند حمله می کنند و در ادامه باعث مجروح شدن ۳۰ نفر از همشهریان میشود که تعدادی از آن ها روانه تهران می شوند. در تهران ۷ نفر از آن ها می میرند و در اوز نیز ۳ نفر بر اثر این حمله گرگ از بین می روند. این اتفاق ناگوار و تلخ در تمام کشور و حتی روزنامه های آن زمان انعکاس می یابد و گرگ بالاخره با تدبیر و درایت مردم و با شلیک تیر تفنگ از بین می رود .
از آن زمان بیش از ۶۰ سال می گذرد اما تلخی و دردناکی ان هنوز بر سر زبانهاست و ما اوزیها از آن به دوره گرگه یاد می کنیم تا بیاد بیاوریم که ناگهانی بودن این اتفاق در برابر گرگی هار چه عواقبی برای مردم شهرمان داشته است .
کرونا شکل و شمایل گرگ را ندارد که اگر داشت شاید بهتر و جدی تر خطرش را درک می کردیم .هر کسی امروز هم در برابر یک گرگ قرار بگیرد بی تردید می ترسد و دور می شود و سعی می کند از آسیب او دور بماند چون موجودیت و زنده بودن و ترسناک بودن آنرا با چشمان خود می بیند، حتی اگر موجودات کوچکتری مثل مار و رطیل و عقرب باشد نیز از این موجودات دوری می کنیم، اما کرونایی که بمراتب کشنده تر و هارتر از هر گرگ و مار و عقربی است، هنوز جدی نمی گیریم
در زمانی که گرگ آمد، مردم با همت خود اهالی، نگهبانانی مسلح و غیر مسلح در سطح شهر تعیین کردند تا شب ها نگهبانی بدهند تا آسیب به مردم را کم کنند. اکنون نیز همه رسانه ها، همه گروه ها و همه مسئولین بهداشت و درمان کشور مرتب از این خطر گفته و می گویند و ما خود شاهد تلفات و مجروحان این هاری کرونا هستیم.
چرا آن را جدی نمی گیریم ؟
چون آن را خوب نمی بینیم ؟ چون خودخواهی ما اجازه ورود آن را به حریم ما داده است. قبلا هم گفتیم کار و کاسبی به جای خود و نمی شود تعطیل کرد یا شرایط کشور به گونه ای نیست که تحمل تعطیل کردن کسب و کار همه مردم داشته باشد. نه دولت توان دارد نه مردم تحمل بیکاری و بی پولی .اما ما که در معرض خطر هستیم چرا رعایت نمی کنیم؟ ابزار مقابله با این بیماری دور از دسترس نیست. ماسک ما مثل تفنگ ما، شستن دست هایمان مانند چاقو و خنجر ما، و رعایت فاصله گذاری و دوری از تجمعات مثل سلاحی موثر امنیت ما را چند برابر می کند تا آلوده به این ویروس مرگبار نشویم .
بی تعارف بگویم الان کرونا وارد خانه های مردم شهرمان شده است و تا آن جا که خبر دارید و دارم خانواده های چندی از مردم و شهر و همشهریان درگیر این بیماری شده اند وباید قبول کنیم که ما چنین اجازه ای برای ورود به خانه هایمان داده ایم ما بودیم که ماسک نزدیم و ما بودیم که در بی دقتی و دورهم جمع شدنهایمان و بی خیال شدن هایمان کرونا را به خانه و کاشانه خود آوریم و باعث شدیم بقیه خانواده را درگیر ان کنیم .
از خودمان سوال کنیم که اگر یکی از اعضای خانواده به خاطر بی مبالاتی ما خدای نکرده فوت کرد چگونه وجدان خود را قاضی قرار می دهیم و از عذاب وجدان دوری می کنیم. مرگ هر کس سخت و جانکاه هست بخصوص اگر از اعضای خانواده باشد .
در مقالات قبلی هم گفته شده که انسانی می تواند به زندگی ادامه دهد که اول سالم باشد و زنده بماند وگرنه با داشتن همه چیز هم نمی توانیم جلوی مرگ را بگیریم. مرگ پشت در خانه هایمان کمین کرده است این گرگ هار کرونا موذی و فرصت طلب است، دنبال خطای ماست تا در ثانیه ای ما را مبتلا کند و از پای درآورد .
همشهریان، شهروندان اوز خواهش می کنم سطح ایمنی خودرا بالا ببریم. ماسک بزنیم از دور هم جمع شدن دوری کنیم فاصله گذاری اجتماعی را رعایت کنیم، به شستن دست ها خیلی اهمیت بدهیم و روزانه به خرید نرویم و اگر ضرورتی ندارد به بیرون از خانه نرویم و از همه مهمتر اگر بیمار شدیم آن را پنهان نکنیم. آری شاید با همه اینها و رعایت کردنها باز جایی خطا کنیم و مبتلا شویم، اما به یک چیز یقین داریم که نهایت تلاش خودرا کردیم و ضریب ایمنی خودرا بالا بردیم و پیش وجدان خود راحت هستیم که به وظایف خود عمل کرده ایم.
سلامتی آرزوی همه ماست.
سلامت باشید
فرهاد ابراهیم پور
- ۹۹/۰۴/۳۰